رفتم
تا جون داشتم جیغ زدم
هم رگای مغزم هم گلوم داره جر میخوره :|
در این حد
.
امروز
دست خودمو گرفتم
دوتایی رفتیم شهربازی
.
درکل خیلی باحال نیست دستگاهاش
اما یسری بازیا رو چون تنها بودم و بقیه همراه داشتن صرف نظر کردم :/
درکل
هیجان شهربازیم باحال نیست
((گرچه شهر رویاهای اصفهان واسه تفریح و هیجان خدااایی خیلی خوبه
خیلی بهتر از ارم تهرانه
یه دستگاه داشت همزمان در سه جهت ( محور X y z ) میچلوندت...خعلی خوب بود ینی :))
سینماهاشم عالی بودن ))
اما تهران نه
.
اخر سرم میشه همین که ...
هیجان فقط هیجان سینه زنی
ارامش فقط مناجات علوی و فاطمی
بهترین صافی روضه های مادر
این حالو فقط ببر هیئت هیئت هیئت .....
این بغضی که با جیغ ته نشین شد نه رفع
بردار ببر بده مادر
یادته بچه بودی هرچی که گره اش کور میشد میبردی میدادی مامانت باز کنه
اصلا یکی از فلسفه های وجودی "مادر" (ها) ... همین باز کردن گره های کوره
حماقت و خجالت و هرچی هست رو بنداز اونور ....
پاشو کار رو بده دست صاحبش .......
.
میگه ماه رمضان مهدوی ....
کی یادت نبودم ؟!!
و ...
کی در خاطرم بودی ؟؟؟؟؟!!!
.
................
پرکاربرد ترین واژه این مدت : خفه شو !
مخاطب : خ.و.د.م
:|
نوشته شده در شنبه ۱۳۹۶/۰۳/۱۳ساعت 0:11 توسط ستاره ڪاغذی |
برچسب:
نویسنده: رادین صالحپور