شیعه
انقدر گریه میکنه
تا بمیره
بره پیش دلیل خلقتش ...
اونجا دیگه آروم میشه ...
اونجا دیگه ... " لا خوف علیهم و لا هم یحزنون " ...
اونجا نه ترس دوری از تو هست ... حسین ...
نه حزن ِ ندیدنت ...
"سفرنامه کربلا-93"
.
2.
من حتی
دوتا کلاف نداشتم
که برم سر بازار و ...
ژست خریدارارو بگیرم !
93.10.13 / 02:02
3.
اینجا
مریض بی نسخه که نداریم !
نسخه منو بپیچ
با نگاش
یا صداش
یا لباش
یا ... عطرش !
4.
و از یاد توست
که شبها ،
بالش ها خیس می شوند !
5.
و نَفَس ها
از یاد تو ،
در سینه حبس می شوند !
6.
دوست و دشمن
از بیرون و درون
طعن میزنن
تو دیگه مهر تایید نزن به طعن هاشون
با نبودنت !
7.
من بیش از همه
به تو مدیونم
به رویای بودنت !
8. هشت...هشت...هشت ......... دلم تنگتونه سلطان !
زده به سرم ... یهو دیدی پاشدم رفتم مشهد ............
..... هر چی بیشتر سعی میکنم .. کمتر درک میکنم
"زمان" رو !
خیلی چیز بیخودی نیس ؟!!!!
"مکان" رو هم بشه درک کرد .. درک "زمان" سخته .. :/
.
من خیلی کم دارم ؟؟؟!!! :|:|:|
نوشته شده در جمعه ۱۳۹۶/۰۳/۱۲ساعت 1:55 توسط ستاره ڪاغذی |
برچسب:
نویسنده: رادین صالحپور